تبليغاتX
وبلاگ اختصاصی گروه تئاتر فروهر
FRAVAHR
این وبلاگ بدلیل مرگ مغزی تئاتر و هنرمندانش داغدار است...

                               لطفا فاتحه بخوانید!

+ نوشته شده در  87/04/27ساعت 12:50 بعد از ظهر  توسط رضابهشتی  | 

گفت‌وگو با رضا بهشتي كارگردان نمايش"مضحكه" از اردبيل: تلاش براي تلفيق سياه بازي و نقالي
دوشنبه 5 شهریور 1386  ساعت 12:20:00 PM
وي با اشاره به ريشه شخصيت"سياه" در آذربايجان گفت:«طي تحقيقاتم متوجه شدم كه در آذربايجان شخصيتي با نام"ننه مريم" بوده كه خود آذربايجاني‌ها هم اطلاع چنداني از آن‌ ندارند. اين شخصيت به مرور زمان و بنا بر مقتضيات تاريخي ـ اجتماعي، تغيير كرده و به سياه امروز تبديل شده است.»
 

شيوه اجرايي كه بر آن مصمم بوديم تلفيقي از سياه بازي و نقالي بود.
رضا بهشتي نويسنده و كارگردان نمايش"مضحكه" در گفت‌وگو با سايت ايران‌تئاتر‌ گفت:«به موازات سياه بازي كه عناصر اجرايي خاص خودش را دارد، سعي كرديم از نقالي هم استفاده كنيم و اين دو، طوري به هم گره مي‌خورند كه نقال از سياه و سياه از نقال جدا نمي‌شوند.»
وي با اشاره به ريشه شخصيت"سياه" در آذربايجان گفت:«طي تحقيقاتم متوجه شدم كه در آذربايجان شخصيتي با نام"ننه مريم" بوده كه خود آذربايجاني‌ها هم اطلاع چنداني از آن‌ ندارند. اين شخصيت به مرور زمان و بنا بر مقتضيات تاريخي ـ اجتماعي، تغيير كرده و به سياه امروز تبديل شده است.»
بهشتي ادامه داد:«در حال حاضر به دنبال اثبات اين نظريه‌ام. ننه مريم مانند شخصيت كوساگلين نيست كه در هر منطقه يك نام داشته باشد، بلكه شخصيتي مختص به آذربايجان در گذشته‌هاي بسيار دور است.»
اين كارگردان اردبيلي درباره نمايش"مضحكه" گفت:«داستان اين نمايش درباره دو طلخك دربار است كه مشغول خنداندن سلطان‌اند؛ اما جلاد اعلام مي‌كند كه سلطان از اين لوده بازي‌ها به ستوه آمده است.»
نمايش"مضحكه" نوشته و كار رضا بهشتي از اردبيل شنبه سوم شهريور ماه در كارگاه نمايش روي صحنه رفت.
+ نوشته شده در  86/06/10ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط رضابهشتی  | 

گزارش مصور نمایش "مضحکه" نوشته و کار رضا بهشتی - منتخب اجرا در سیزدهمین جشنواره بین المللی نمایشهای آیینی و سنتی ـ تهران ۱ الی ۶ شهریور ۸۶ 

عكس:جواد مقيمي

تعداد تصاوير: 6  < صفحه‌ی قبل  نمايش تصاوير 1 تا 6  صفحه‌ی بعد >



مضحكه


مضحكه


مضحكه


مضحكه


مضحكه


مضحكه

تعداد تصاوير: 6  < صفحه‌ی قبل  نمايش تصاوير 1 تا 6  صفحه‌ی بعد >

+ نوشته شده در  86/06/10ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط رضابهشتی  | 

جنبش‌های هنری/قرن بیستم آلبرتو جاکومتی

اپ آرت | آرت دکو | آرت نوو | آینده‌گری | انتزاع پسانقاشانه | باهاوس | پاپ آرت | پوریسم | تولیدگری | د استیل | دادائیسم | دورانگری | ساختارگری ناب | فرامدرنیسم | فراواقع‌گرایی | فوویسم | کمینه‌گرایی | کوبیسم | مدرنیسم | نمادگرایی | واقع‌نمایی عکس‌وار | هنر انتزاعی | هنر مفهومی | هیجان‌نمایی انتزاعی | هیجان‌نمایی (اکسپرسیونیسم)

+ نوشته شده در  86/05/07ساعت 10:45 قبل از ظهر  توسط رضابهشتی  | 

  درود به آنها که به ما هم می اندیشند .

پیش در آمدی بر نماد فر و هر نشان:

در ايران باستان مردم بر اين باور بودند که در راه زندگي پرتوهائي از هستي بخش خرد بر آنها تابيده مي شود، که باعث يافتن راه کار براي دشواري هائي که در اين راه پيدا مي کنند، بوده و آن را نور آفرينش يا فروهر مي ناميدند.

فروهر يک نشان کاملا شناخته شده زردشتي ونماد يکي از نيرو هاي جهان هستي است که در آدمي نيز وجود دارد.اين نيرو که سر چشمه اش اهورامزداست ، روشن کننده راه پيشرفت و نيروي پيش برنده و انگيزه دهنده است.

فروهر از دو واژه « فر» ( والا يا پيش) و وهر ( برنده ) ساخته شده و در چم (معني ) پيش برنده يا پيشرفت دهنده است. معناي لغوي آن در زبان پهلوي، «من انتخاب مي کنم» است. اين نماد، يادآور هدف زندگي در روي زمين است؛ زندگي به شيوه اي که روح تعالي معنوي پيدا کند و به اهورا-مزدا بپيوندد.

اين واژه درزبان اوستايي فروَشي farvashi

و درزبان پارسي هخامنشي فر وَرتي fravarti

و در زبان پهلوي فر وَهر fravahr خوانده مي‌شود

نگاره فروهر در دوران هخامنشيان از نماد هاي شاهنشاهي و مُهر امپراتوري بوده است، که مي تواند بسان نمودار توانمندي از جهان بيني زرتشت برگرفته شده باشد.

اين نگاره در فرهنگ ايراني نشانه دو نماد ميهني و ديني مي باشد.

نماد ميهني :

از دوران پادشاهي ماد ها و سپس شاهنشاهي هخامنشيان نگاره فروهرنشانه نماد ميهني بود ه و آدمي را در پيکره و سيماي شاهين تيز چنگ و بلند پروازي نشان مي دهد که آنرا نماد توانايي ، سر بلندي و فر و شکوه مي دانستند و پرچم هاي خود را به نما و سيماي شاهين مي آراستند.


 

+ نوشته شده در  86/05/07ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط رضابهشتی  | 

گرشاسپ در اوستا

نام گرشاسپ از اوستایی کِرِساسپَ گرفته شده و به معنی «دارندهٔ اسب لاغر» است. اَترَت (ثریته) پدر گرشاسپ از خاندان سام سومین کسی از مردمان بود که نوشابه آیینی هوم را آماده کرد و به پاداش این کار مقدس دو پسر به نام‌های گرشاسپ و اورواخشیه به او عطا شد.

در اوستا، کتاب دینی زرتشتیان، از گرشاسپ با صفت‌های زبردست، گیسوَر (موبلند) و گُرزبُردار (حامل گرز) یاد می‌شود.

گرشاسپ از جاودانگان و در شمار یاوران سوشیانت (موجود موعود آخرالزمان) است. او نمرده است و تا روزگار سوشیانت در خواب خواهد بود.در این هنگام ضحاک از بند فریدون می‌‌گریزد و گرشاسپ او را نابود می‌‌کند.

منابع

دوستخواه، جلیل (ویرایش): اوستا، کهنترین سرودهای ایرانیان، انتشارات مروارید، تهران ۱۳۷۴ (چاپ دوم)، صص ۱۰۴۲-۱۰۴۴.

+ نوشته شده در  86/03/26ساعت 12:6 بعد از ظهر  توسط رضابهشتی  |