لطفا فاتحه بخوانید!
گفتوگو با رضا بهشتي كارگردان نمايش"مضحكه" از اردبيل: تلاش براي تلفيق سياه بازي و نقالي |
|
عكس:جواد مقيمي تعداد تصاوير: 6 < صفحهی قبل نمايش تصاوير 1 تا 6 صفحهی بعد >
تعداد تصاوير: 6 < صفحهی قبل نمايش تصاوير 1 تا 6 صفحهی بعد > |
| جنبشهای هنری/قرن بیستم | |
|---|---|
|
اپ آرت | آرت دکو | آرت نوو | آیندهگری | انتزاع پسانقاشانه | باهاوس | پاپ آرت | پوریسم | تولیدگری | د استیل | دادائیسم | دورانگری | ساختارگری ناب | فرامدرنیسم | فراواقعگرایی | فوویسم | کمینهگرایی | کوبیسم | مدرنیسم | نمادگرایی | واقعنمایی عکسوار | هنر انتزاعی | هنر مفهومی | هیجاننمایی انتزاعی | هیجاننمایی (اکسپرسیونیسم) |

پیش در آمدی بر نماد فر و هر نشان:
در ايران باستان مردم بر اين باور بودند که در راه زندگي پرتوهائي از هستي بخش خرد بر آنها تابيده مي شود، که باعث يافتن راه کار براي دشواري هائي که در اين راه پيدا مي کنند، بوده و آن را نور آفرينش يا فروهر مي ناميدند.
فروهر يک نشان کاملا شناخته شده زردشتي ونماد يکي از نيرو هاي جهان هستي است که در آدمي نيز وجود دارد.اين نيرو که سر چشمه اش اهورامزداست ، روشن کننده راه پيشرفت و نيروي پيش برنده و انگيزه دهنده است.
فروهر از دو واژه « فر» ( والا يا پيش) و وهر ( برنده ) ساخته شده و در چم (معني ) پيش برنده يا پيشرفت دهنده است. معناي لغوي آن در زبان پهلوي، «من انتخاب مي کنم» است. اين نماد، يادآور هدف زندگي در روي زمين است؛ زندگي به شيوه اي که روح تعالي معنوي پيدا کند و به اهورا-مزدا بپيوندد.
اين واژه درزبان اوستايي فروَشي farvashi
و درزبان پارسي هخامنشي فر وَرتي fravarti
و در زبان پهلوي فر وَهر fravahr خوانده ميشود 
نگاره فروهر در دوران هخامنشيان از نماد هاي شاهنشاهي و مُهر امپراتوري بوده است، که مي تواند بسان نمودار توانمندي از جهان بيني زرتشت برگرفته شده باشد.
اين نگاره در فرهنگ ايراني نشانه دو نماد ميهني و ديني مي باشد.
نماد ميهني :
از دوران پادشاهي ماد ها و سپس شاهنشاهي هخامنشيان نگاره فروهرنشانه نماد ميهني بود ه و آدمي را در پيکره و سيماي شاهين تيز چنگ و بلند پروازي نشان مي دهد که آنرا نماد توانايي ، سر بلندي و فر و شکوه مي دانستند و پرچم هاي خود را به نما و سيماي شاهين مي آراستند.
نام گرشاسپ از اوستایی کِرِساسپَ گرفته شده و به معنی «دارندهٔ اسب لاغر» است. اَترَت (ثریته) پدر گرشاسپ از خاندان سام سومین کسی از مردمان بود که نوشابه آیینی هوم را آماده کرد و به پاداش این کار مقدس دو پسر به نامهای گرشاسپ و اورواخشیه به او عطا شد.
در اوستا، کتاب دینی زرتشتیان، از گرشاسپ با صفتهای زبردست، گیسوَر (موبلند) و گُرزبُردار (حامل گرز) یاد میشود.
گرشاسپ از جاودانگان و در شمار یاوران سوشیانت (موجود موعود آخرالزمان) است. او نمرده است و تا روزگار سوشیانت در خواب خواهد بود.در این هنگام ضحاک از بند فریدون میگریزد و گرشاسپ او را نابود میکند.
منابع
دوستخواه، جلیل (ویرایش): اوستا، کهنترین سرودهای ایرانیان، انتشارات مروارید، تهران ۱۳۷۴ (چاپ دوم)، صص ۱۰۴۲-۱۰۴۴.